هاشمی؛ نمای نزدیک
جلال آفریده- «اکبر هاشمیرفسنجانی» بسیار خوششانس بود که در سن 75 سالگی توانست ریاست مجلس خبرگان را از آن خود کند و آخرین برگ افتخار را نیز به کارنامه خود بیفزاید. اکنون مدالهای او کامل شده است. کمتر کسی بود که تصور کند هاشمی، پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری از «محمود احمدینژاد»، دوباره شانس خود را در انتخابات بیازماید. اما او بی نگاهی به آن شکست در سال 83، در انتخابات خبرگان رهبری شرکت کرد و بخت خود را آزمود و توانست نفر اول شود. یک سال بعد، در پی درگذشت «آیتالله علی مشکینی» ریاست خبرگان، هاشمی دوباره در انتخابات درونی این مجلس شرکت و ریاست آن را از آن خود کرد.
از میان هسته اول روحانیون نزدیک به امام خمینی(ره) در سالهای قبل از انقلاب، تنها هاشمیرفسنجانی است که هنوز فعال است و همواره نیز در عالیترین سطح قدرت و به عنوان نفر دوم نظام شناخته میشده است. میتوان گفت که برای مدتی نسبتاً طولانی هاشمی کوشیده «خانواده» را جایگزین حزب سازد و از این رو، با وجود برآمدن احزابی نزدیک به او همچون «کارگزاران سازندگی» در دهه اخیر، او از جایگاه «پدر معنوی» به آنان نزدیکتر نشده است و ظاهراً همواره تصمیمات خانوادگی را بر توصیههای فرزندان حزبیاش ترجیح داده است. چنان که در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، فیلم تبلیغاتی هاشمی به روشنی نشان میداد که او چگونه به مرحله تصمیم رسیده است. از «عفت مرعشی» همسر هاشمی سخن زیاد گفته شده و از نقش موثرش در تصمیمات شوهر، سخنها رفته؛ اما او به شکلی آشکار هیچ گاه در حوزه سیاست به میدان نیامده است. امری که اوج آن در ترور هاشمی در سال 60 بود که اگر به قول هاشمی «مجاهدت عفت» نبود، اینک او در جمع رهبران سیاسی شهید در صدر انقلاب، جای داشت. در دهه اول انقلاب هم، او در بحثهای درون خانوادگی و زنانه راس حکومت نقش فعالی داشته و اخباری هم از این بحثها در خاطرات هاشمی منعکس شده است.
بسیاری هاشمی را بیخانوادهاش معنا نمیکنند. گرچه سایه او بر سر خانواده و فرزندان سنگین است و همه «حاج آقا» را فصلالخطاب میدانند. پس بهتر است از ورای گفتههای فرزندان او، هاشمی را بهتر بشناسیم. آن ها 5 فرزند هستند؛ فاطمه 47 ساله، محسن 46 ساله، فائزه 45 ساله، مهدى 39 ساله و یاسر 36 ساله.
چگونگی آشنایی هاشمی و همسرش
محسن هاشمى در مورد طریقه آشنایى پدر و مادرش با یکدیگر میگوید: «موقعى که پدرم در سیزده سالگى به قم رفت، طلبه بود و در خانواده اخوان مرعشى زندگى میکرد. آن خانه دقیقاً روبروى خانه امام بود. پدربزرگم ماهى 50 تومان به برادران مرعشى میداد که پدرم در خانه آن ها زندگى کند. مادر من هم از مرعشیهاست و اخوان مرعشى باعث آشنایى پدر و مادر من با یکدیگر شدند. مادر مادر من نوه صاحب عروه است.»
هاشمى در خانوادهاى زندگى میکرد که پدرش امین ده «بهرمان» بود و زندگى آن ها از طریق کشاورزى میگذشت. پدر همسر هاشمی روحانىای بود که در رفسنجان زندگى میکرد و به کشاورزى مشغول بود. اکبر هاشمی و همسرش عفت مرعشی نیز در سال 1337 با هم ازدواج کردند. خانواده پدر هاشمی از نظر مالى وضع خوبى داشتند و وضع آن ها متوسط به بالا بوده است.
بعد از اینکه هاشمی ازدواج کرد، خانهاى در قم خرید و از همان موقع مجله «مکتب تشیع» را تاسیس کرد، کتاب «فلسطین» را نوشت و کتاب «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار» هم متعلق به آن دوران است. وقتى او به تهران آمد در خیابان نایبالسلطنه، نزدیک مدرسه علوی، خانه دو طبقهاى اجاره کرد؛ در طبقه اول آن ها بودند و آیتالله خامنهاى و خانوادهاش در طبقه دوم زندگى میکردند. آن موقع محسن حدود 5 سال داشت. چند سال بعد هاشمی در تپههاى بالاى خیابان دولت، دو خانه ساخت که یکى از آن ها را به پسر آیتالله کاشانى فروخت و در یکى از آن ها هم خودشان زندگى میکردند. آخرین خانهاى که داشتند، در دزاشیب بود که تقریبا 1100 متر مساحت داشت. محسن میگوید: «در آن خانه زندگى متوسطى داشتیم. از وقتى این خانه را خریدیم پدرم همیشه در زندان بود. بعد از انقلاب هم در این خانه زندگى میکردیم، ولى بعد از ترور پدرم گفتند که این خانه از نظر حفاظتى مطمئن نیست؛ لذا منزل دیگرى را در خیابان دولت اجاره کردیم. بعد از اینکه امام به جماران آمد خانه دوطبقهاى که همجوار منزل امام بود توسط همراهان امام خریدارى شد و بعد از آن به توصیه امام ما در آن خانه زندگى میکنیم و هنوز هم آنجا هستیم که حدود 500 متر مساحت دارد. الان بیش از 20 سال است که پدرم در این خانه زندگى میکند.»
تحصیل فرزندان هاشمی
محسن دوران دبستان و راهنمایى را در مدرسه علوى گذراند، بعد از آن به مدرسه جهانآرا رفت. فائزه و فاطمه در مدرسه رفاه درس میخواندند، مهدى و یاسر هم در مدرسه نیکان. محسن لیسانس و فوق لیسانس را در بلژیک و کانادا گرفت و سایر بچهها در ایران ادامه تحصیل دادند.
محسن هاشمى در پاسخ به این سئوال که «وقتی در دوران جنگ کشور را براى ادامه تحصیل ترک کردید، انتقادات و شایعات زیادى وجود داشت و دارد، آیا این انتقاد را میپذیرید؟» میگوید: «من قبل از جنگ براى ادامه تحصیل به لندن رفته بودم که موقع انقلاب به ایران بازگشتم. قبل از جنگ و حتى قبل از انتخاب بنیصدر براى ادامه تحصیل به بلژیک رفتم، چون خاله من در آنجا زندگى میکند. من براى ادامه تحصیل در دانشگاه شیراز قبول شده بودم ولى به دلیل مسائل امنیتی، خانواده به من فشار میآوردند و بالاخره مرا به خارج فرستادند. در سال 65 موقعى که دوره دکترا را شروع کرده بودم درس را نیمهتمام رها کردم و به ایران برگشتم و در طرحهاى موشکى فعالیت میکردم.»
محسن هاشمى درباره سابقه جبهه خود و برادرانش نیز میگوید: «من بیش از 10 بار به جبهه رفتم و در بسیارى از سفرهاى حاجآقا (اکبر هاشمی) به جبهه همراه ایشان بودم. مهدى هم سابقه جبهه دارد و جانباز شیمیایى است و یاسر هم در جنگ مجروح شده.»
محسن پس از جنگ به عنوان کارشناس در بخش موشکى سپاه فعالیت میکرد و از آنجا کمکم مسؤولیت معاونت سرپرستى موشک شهاب 2 یا همان راکت بغداد را به عهده گرفت. پس از آن عضو هیات مدیره سازمان صنایع دفاع بود. هنگامى که پدرش رییس جمهور شد، بازرس ویژه رییس جمهور شد و در عین حال عضو غیر موظف هیات مدیره مترو نیز بود، یعنى در مترو کار اجرایى نمیکرد. او از زمان ریاست جمهوری «سید محمد خاتمى» مدیرعامل مترو شد و حکم او را هم «عبدالله نورى» امضا کرده است.
فاطمه هاشمی قبل از ریاست جمهورى پدر مسؤولیتی نداشت و در زمان دولت هاشمی مسؤولیت بنیاد امور بیماریهاى خاص را برعهده گرفت. فائزه نیز مسؤول ورزش بانوان بود. مهدى و یاسر هم در زمان دولت پدر مشغول به تحصیل بودند. مهدى در اواخر تحصیل در سازمان گسترش براى ساخت سازههاى دریایى و سکوهاى نفتى مشغول به کار شد و یاسر هم در اواخر تحصیل در وزارت جهاد سازندگى مشغول به کار شد. مهدى سپس مسؤولیت ریاست سازمان بهینهسازى مصرف سوخت را برعهده گرفت و پس از ریاست جمهوری محمود احمدینژاد از وزارت نفت بیرون آمد و به دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد رفت و ریاست این دفتر را بر عهده گرفته است.
مردم و خانواده هاشمى
محسن هاشمى در مورد دیدگاه مردم نسبت به خانواده هاشمى میگوید: «ما 25 سال است که از طریق ضدانقلاب و اپوزیسیون داخلى و در رقابتهاى سیاسى دائما تخریب شدهایم و شایعات زیادى در مورد ما درست شده که من همه آن ها را تکذیب میکنم. شایعاتى از قبیل این که در کانادا ملک داریم، در جاى دیگرى سرمایهگذارى کردهایم و در جاى دیگرى اتوبان داریم، کیش مال ماست، دوو مال ماست، ماهان مال ماست، کلاردشت مال ماست و... همه دروغ است. همین زیاد بودن این مسائل نشان میدهد که همه آن ها دروغ است. در آستانه انتخابات این شایعات را در بروشورهایى منتشر میکنند. مثلاً در یکى از این بروشورها آمده که هواپیمایى با 10 میلیارد دلار خریدارى شده و همه کمیسیونهاى آن را مهدى گرفته است، اصلاً 10 میلیارد دلار واقعیت ندارد و یا مثلاً میگویند تمام کمیسیونهاى مترو را محمود هاشمى (عموى من) دریافت میکند.»
دیدگاههای فرهنگی هاشمی
فرزندهاشمى رفسنجانى در مورد دیدگاههاى فرهنگى پدرش در محیط خانواده و جامعه هم می گوید: «پدرم معتقد است که باید دنیا و آخرت مردم را با هم در نظر گرفت. او افراط و تفریط را نمیپسندد. آقاى هاشمى یک روحانى معتدل آگاه به مسائل زمان است. ایشان هیچگاه از ما نخواسته که رهبانیت به خرج دهیم. همیشه از ما خواسته که معتدل عمل کنیم. هیچ وقت در مورد این قبیل مسائل به ما فشار وارد نمیکرده که مثلاً چگونه لباس بپوشیم. اگر جایى بد عمل میکردیم به ما تذکر میداد و ما هم گوش میدادیم. نظر ایشان در جامعه هم همین است و هیچ کدام از تندرویها را قبول ندارد. فکر نمیکنم هیچ کس به اندازه ایشان نسبت به استفاده از بیتالمال حساسیت داشته باشد. الآن بسیارى از آقایان سهم امام میگیرند و به طلبهها پرداخت میکنند که پدرم حتى در این مورد هم وسواس دارد و آن را انجام نمیدهد.»
وى در مورد شایعه اینکه یکى از فرزندان هاشمى قصد داشته از طریق کانادا به آمریکا برود، میخندد و میگوید: «این شایعه از بیخ دروغ است. فقط من در کانادا بودم که الان 16 سال است به این کشور نرفتهام.»
هاشمی فیلم میبیند و ورزش میکند
او در پاسخ به این سوال که آیا پدرش در منزل موسیقى گوش میکند، فیلم میبیند یا ورزش میکند؟ میگوید: «موسیقى گوش نمیکند ولى فیلم میبیند و ورزش هم میکند.» او در مورد دلیل اقامت خواهرش فائزه در لندن هم توضیح میدهد: «پسر فائزه در لندن درس میخواند و به همین دلیل در این یک سال نزد فرزندش بوده و در همین فرصت براى دوره دکتراى خودش هم درس میخواند.»
اما فاطمه هاشمی دختر اول او در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان کرمانشاه، در پاسخ به سؤالات حاضرین درخصوص اموال و داراییهای خانوادههاشمی، انتصاب مالکیت منطقه تجاری کیش، برج معروف کشور دبی، شرکت هواپیمایی ماهان، سرمایهگذاری در بانکهای سوئیس، خرید و فروش عتیقه و... را شایعه و دروغسازیهای تخریبی عنوان میکند و اظهار میدارد: «اقشار زیادی از جامعه تحت تأثیر جوسازیها و القائات فکری ناصحیح، به ترویج این شایعات دامن میزنند که من در همینجا اعلام میکنم هرگاه فردی سندی مبنی بر مالکیت اعضای خانواده هاشمی از اقلام نامبرده ارائه کرد، ما آن ملک را به خود او تقدیم خواهیم کرد!»
خاندان هاشمی
برخلاف چهره غیرسیاسی عفت، پسرعمویش «حسین» به نسبت خاندان هاشمی، چهرهای سیاسی و تشکیلاتی است. مرعشیها خانوادهای از سادات هستند که اصالتاً اهل منطقه شوشتر خوزستانند. حسین مرعشی با استانداری کرمان در زمان دولت هاشمیبود که برای همشهریها و هماستانیهایش شناخته شد. اثرات روشن و مثبت دوران سازندگی برای کرمانیها، باعث شد او دو دوره پیاپی رای مردم کرمان را به دست آورد و نماینده مجالس پنجم و ششم شود. او در مجلس پنجم سخنگوی مجمع حزب الله بود که اقلیت موثری متشکل از نیروهای چپ خط امام و کارگزاران را شامل میشود. در مجلس ششم هم در ابتدا ریاست فراکسیون حزب کارگزاران را بر عهده داشت اما در نیمه عمر مجلس، به دعوت «سیدمحمد خاتمی» به معاونت او در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری رفت و ریاست فراکسیون را به «علی هاشمی» برادرزاده هاشمیرفسنجانی سپرد.
علی فرزند «قاسم هاشمی» برادر هاشمی بزرگ است که در سال 1357 در حادثهای در جاده ساوه جان سپرد. قاسم قبل از مرگ، مدیریت فعالیتهای اقتصادی هاشمی و موسساتی چون سالاریه قم را برعهده داشت.
دیگر برادر هاشمی که از دو برادر دیگر کوچکتر است «محمد» نام دارد و برخلاف قاسم شناخته شده است. محمد هاشمیاز همان نخستین سالهای پس از انقلاب در دستگاه دولتی مسئولیت داشته است. در سال 58 به دعوت «عباس شیبانی» وزیر وقت کشاورزی، معاونت او را پذیرا شد. با تشکیل دولت مهندس «میرحسین موسوی»، معاونت اداری- مالی نخست وزیر شد و در سال 1364 با حکم رهبر فقید انقلاب، به ریاست سازمان صداوسیما رسید. محمد هاشمی پس از حسین مرعشی شاخصترین عضو کارگزاران خاندان هاشمی است که ریاست کمیته سیاسی این حزب را برعهده دارد و اغلب مواضعی محافظهکارانه را اتخاذ میکند. گرچه او هم در یک سال اخیر و پس از شکست هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، گرایش بیشتری به سمت اصلاحطلبان پیدا کرده و انتقادهای صریحی را از دولت جدید مطرح میکند. محمد هاشمی دو دوره است که در کنار برادر بزرگتر در مجمع تشخیص مصلحت نظام عضویت دارد و در کنار آن به فعالیتهای اقتصادی نیز میپردازد.
به جز مرعشی و محمدهاشمی، «فائزه هاشمی» هم زمانی عضوی شاخص در حزب کارگزاران بود و گرچه خوش درخشید، ولی دولت مستعجل بود. فائزه هاشمی در انتخابات مجلس پنجم با درخششی فوق تصور به عنوان کاندیدای برتر مردم تهران به پارلمان راه یافت. اظهارات و اقدامات او در مسائلی چون آزادیهای اجتماعی و فعالیتهای ورزشی زنان، او را به چهره ای آوانگارد در راس حاکمیت تبدیل کرد و در نیمه دهه 70 اعتماد زنان و جوانان تهرانی را جلب کرد. اما دوران طلایی فائزه تنها به اندازه عمر مجلس پنجم بود؛ چرا که در انتخابات مجلس ششم، با وجود آن که او در روزنامه «زن» که تحت مسئولیتش منتشر میشد، به عنوان یک اصلاحطلب شاخص ظاهر شده بود، از جمع اصلاحطلبان کنار گذاشته شد.